تبليغاتX

New Page 5

یه شاخه گل نرگس "ازبهبهان"
               هوالحی لایموت

باکمال تاسف وتاثر (والبته خیلی دیر)باخبر شدیم

که استاد تقی (حمید)آصفی شاعرکتاب معروف

 "مح شفی تولهی"هم پس از مدتها کسالت به

دیارباقی شتافته است.

این ضایغه اسفناک را  به همشهریان و همه ادب

دوستان عزیزبهبهانی وخانواده محترم آن مرحوم

تسلیت می گوییم.

روحش شاد وقرین رحمت حق باد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت   توسط کاکانجف   | 
                              بنام نامی پروردگارم

باسلام به همه شما خوبان:

 (همانگونه که در معرفی این وبلاگ اشاره کرده ام گاهی به مسائل مدیریتی اشاراتی دازم.لذاتوجه تان رابه این نکات مدیریتی جلب میکنم).

 فوئد پاره آجر:

 روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان كم رفت و آمدی می‌گذشت. ناگهان از بین دو اتومبیل پارك شده در كنار خیابان یك پسر بچه پاره آجری به سمت او پرتاب كرد. پاره آجر به اتومبیل او برخورد كرد. مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید كه اتومبیلش صدمه زیادی دیده است. به طرف پسرك رفت و او را سرزنش كرد. پسرك گریان، با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو، جایی كه برادر فلجش از روی صندلی چرخدار به زمین افتاده بود جلب كند.

 پسرك گفت: "اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت كسی از آن عبور می كند. برادر بزرگم از روی صندلی چرخدارش به زمین افتاده و من زور كافی برای بلند كردنش ندارم. برای اینكه شما را متوقف كنم ناچار شدم از این پاره آجر استفاده كنم".

 مرد بسیار متأثر شد و از پسر عذر خواهی كرد. برادر پسرك را بلند كرد و روی صندلی نشاند و سوار اتومبیل گران قیمتش شد و به راهش ادامه داد.

 نکته ها :

نکته اخلاقی :

 در زندگی چنان با سرعت حركت نكنیم كه دیگران مجبور شوند برای جلب توجه ما پاره آجر به طرفمان پرتاب كنند! خدا در روح ما زمزمه می كند و با قلب ما حرف میزند. اما بعضی اوقات زمانی كه ما وقت نداریم گوش كنیم، او مجبور می شود پاره آجر به سمتمان پرتاب كند.

 این انتخاب خودمان است كه گوش بكنیم یا نكنیم!

 نکته مدیریتی :

 به محیط داخلی و خارجی سازمان خود به اندازه كافی توجه داشته باشید. ذینفعان داخلی و خارجی سازمان را در نظر بگیرید و به خواستها و نیازهای آنها توجه كنید.

نیروی انسانی به عنوان یك سیستم طبیعی زنده و هوشمند و سازمان به عنوان یك سیستم اجتماعی پیچیده، رفتارهای متنوع و پیچیده‌ای از خود نشان می‌دهند كه حكم «پاره آجر» حكایت را دارند.اما به آن سادگی كه مرد ثروتمند متوجه پاره آجر شد مدیران نخواهند توانست «پاره آجرهای» نیروی انسانی و سازمان را درك كنند. چرا كه نوع آنها متنوع، پیچیده بوده و دارای معانی مختلف هستند و ممكن است خود را در قالب نقاط قوت و ضعف نشان دهند.

 بنابراین باید شناخت كافی نسبت به نیروی انسانی و سازمان خود داشته باشند و رفتار و سبك متناسب با مدیریت آنها را بكار بندند. هم‌چنین محیط خارجی سازمان نیز باید بررسی شود و «پاره آجرهایی» كه در قالب فرصت‌ها و تهدیدها در پیش روی سازمان قرار می‌گیرند، پیش از آنكه مانند پاره آجر به سازمان صدمه بزنند، شناسایی شده و رفتار مناسب برای برخورد با آنها اتخاذ شود.

                                             موفق وپیروز باشید

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت   توسط کاکانجف   | 
 

یامقلب القلوب والابصار،       

      یامدبراللیل والنهار،      

یامحول الحول والاحوال،     

حول حالنا الی احسن الحال

بر چهره گل  نسیم نوروزخوش است  

 درصحن چمن روی دل افروزخوش است

از دی که گذشت هرآنچه گویی خوش نیست 

  خوش باش و ز دی مگو که امروزخوش است

   هر روزتان نوروز         نوروزتان پیروز

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام اسفند 1387ساعت   توسط کاکانجف   | 
 

                                                 بنام خداوند جان آفرین

 

با سلام به دوستان با وفا وعرض تسلیت بمناسبت ایام عاشورای حسینی،وبا امید به اینکه بتوانیم شیعه وپیرو واقعی آن بزرگواران باشیم، خلاصه شعر زیبای مرحوم سید محمد سید از کتاب معروفشان (گپ سید) در وصف  امام حسین(ع) بصورت انتخابی وبا ترجمه فارسی وتلفظ انگلیسی(ازاینجانب) عرضه می شود.

 قبلا از تاخیر در آماده شدن پوزش می خواهم.

التماس دعا!

                                                    امام حسین(ع)

دلا که میسّو  لبا که میگو  بدو و نادو  یکیش نمیدو          

Dela ke missoo, leba ke migoo, bodoo vo nadoo ,yekish nemidoo                                                 

                حسین کجابی  ایچش که سی چه  اوسش چه گفته  الان چه میگو

           Hossein koja bi, eichash ke see cheh ,osash cheh gofteh, alan cheh migoo

(چه دلها یی که می سورند وچه لبهایی که میگویند،چه دانایان وچه نادانان، هیچکدام نمی دانند،حسین کجابود؟ چرا اینگونه کرد؟ آنزمان جه گفته والان چه میگوید.)

 

چه عقل عاقل  چه علم عالم  چه شعر شاعر  ب ین  سه گفته     

   Cheh aql e aaqel, cheh elm e aalem,Cheh sher sha er,be yen se gofteh                                             

             بگن او واگن  هدن او وادن  یه زیره بردن  ا  شهر کرمو

             Begen o vagen, hoden o vaden, ye zireh borden, a shahr e  kermoo

چه عقل عاقل  چه علم عالم   چه شعر شاعر ُ همه بیایند برای گفتن.   

 بگویند وبازگویند وبده بستان(بحث وجدل) کنند همه اینها زیره به کرمان بردن است . (ودرحد توصیف کار حسین (ع) نیست)

 

نه نوحه خونی  نه روضه خونی  نه  او که گفتی  نه او که خوندی

Ne noheh khooney, ne rozeh khooney, ne aoo ke goftey, ne aoo ke khondey

           یکیش نگفته  به شان ای بی   کلام بیشتر  سی ای نمیتو

             

 

 !Yekish negofteh, yeh  shaneei bi, kelaam bishter, see ei nemitoo

نه نوحه خوانش ، نه  روضه خوانش ،نه آنکه گفته است،نه آنکه خوانده است .

  یکی از آنان نگفته که آنچه گفته اند درخد شان ومنزلت ایشان(امام)بوده،بلکه کلام بیشتری نتوانسته اند بگویند.(کلام قاصر بوده است).

ادامه........................خلاصه

منا او رووزی  ت قتلگاه بی ، طواف حوجی ت کشته ها بی

Mena ao roozi, te qatlegah bi ,tewafe hoji, te koshteha bi

                  ا حد خیمه تا خط میدوو صفا ومرون او سنگ شیطو؟

            ?A  hade kheymah, ta khate meydoo, sefa o marvan, o sang sheytoo  

منا در آنروز(یعنی روزعاشورا) درون قتتلگاه  بود ، طواف حاجی  دور کشته ها(شهدا) بود

            آیا از حد خیمه ها تا خط میدان (جنگ) ضفا ومروه است وسنگ به شیطان؟!

یها که خیشن  ایشو که پیشن  همش مدونن  که کشته میشن

Yeha ke khishen, eshoo ke pishen, hamesh modoonen, ke koshteh mishen

       په ایش چه گفته  که پیر وجاهل  جوو  و کامل   امی تا پی جوو؟

      ?!Pe eish che gofteh, ke pir o jahel, jevoo o kamel, amey ta poy joo  

آنهایی که از خویشانند وآنان که ازنزدیکانند میدانند که کشته خواهند شد

    پس مگر ایشان چه گفته که پیرمردان و نوجوانان وجوانان ومیانسالان تا پای جان آمدند(ایستادگی کردند) ؟

     سرفراز باشید!    یاحق!

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت   توسط کاکانجف   | 
 

عیدسعیدغدیرخم بر همه مسلمین

 

      جهان مبارک باد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت   توسط کاکانجف   | 
                                انا لله واناالیه راجعون

هرروز اجل جامه دران میگوید              نزدیکی مرگ بی زبان میگوید

انگار بگوش جمع دنیاطلبان                نقال زمانه داستان میگوید

ایکاش که میشنیدگوش من وتو          باماست نه بهردیگران میگوید

هرقافله ای که خواه ناخواه براست      چاووش بگوش کاروان میگوید

در محفل انس دوستان سید  را          دیدم سخن از گذشتگان میگوید   

 

سيد محمد سيد

يكي ازشيرين سخن ترين شاعران طنزپرداز 

وازمداحان قديمي اهلبيت ونوحه سراي تواناي بهبهان كه آثار

ماندگاروبا ارزشي از خود بيادگار گذاشته وخدمت بزرگي به

قرهنگ شهرمان كرد.به ديار باقي شتافت وهمه فرهنگ

دوستان بهبهاني را درماتم گذاشت.

وي با آثار طنز ونيشدارخود جايگاهي رفيع در بهبهان پيدا كرد وبا

انتقادهاي دلسوزانه اش علاوه بر پاک کردن زنگارهاي فرهنگي

واجتماعي توانست درترغيب مسئولين برای آباداني شهر نيز 

 نقش بسرايي ايفا كند.

(براستي ما برای شهرمان چه كرده ايم؟)

روحش شاد وقرين رحمت حق ويادش گرامي باد.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت   توسط کاکانجف   | 
باسلام وعرض ادب واجترام


در اینجا جملاتی قصار از سخنان شخصیت هایی کبار(بزرگ) را ابتدا برای تلنگری به خود وبعد هم تذکری

 به برخی از دوستانی که مثل من گاهی فراموش می کنند که دنیا محل گذر است.امید که مفید آید.

 (اول با سخنان همیشه جاودان مولاوسرورمان علی"ع"شروع میکنم سپس به دیگر بزرگان می پردازم).


علی"ع":

هیچ بی نیازی مانند عقل نیست وهیچ فقری مانند جهل نیست وهیچ میراتی مانند ادب نیست

وهیچ پشتیبانی مانند مشورت نیست.

دو حریص سیر نشوند"یکی جوینده علم و دیگری طالب دنیا".


نادان دیده نشود مگر در حال افراط یا تفریط .


علم  گنجینه بزرگی است که فنا نشود.


گروهی خدا رابرای پاداش عبادت کنند که این عبادت تاجران است.


وقومی خدا را از ترس جهنم عبادت کنند که این عبادت غلامان است.


وجمعی خدا را به دلیل شایسته بودنش برای بندگی عبادت کنند که این عبادت

آزادگان است.

دراینجابه سخنان دیگر بزرگان می پردازیم.


  شکسپیر:


هیچ میراثی گرانبهاتر از راستی ودرستی(صداقت) نیست.


بزرگمهر:


حذرنما از چاپلوسان وخسیسان تازه توانگر شده(تازه به دوران رسیده).


دکارت:


می اندیشم پس هستم.هستم چون فکر می کنم و فکر می کنم چون شک دارم.


موریس مترلینگ:


نهالی شاداب تر از عشق دردل نمی روید.وقتی عشق در کار است پای عقل می لنگد.


ولتر:


هرچه بیشتر فکر می کنم بهتر می فهمم که  چیزی نمی دانم.


ودر مورد دوست(شاعر گوید):


  دوستی با مردم دانا نکوست    دشمن دانا به از نادان دوست


  دشمن دانا بلندت می کند      بر زمینت میزند نادان دوست

وچند پیام مدیریتی:


پیامبر گرامی اسلام"ص":


من از فقر امتم بیمناک نیستم. آنچه مرا برامتم بیمناک می کند سوءتدبیر(سوءمدیریت) است
.


رابرت اسلاتر:


اگر به انسان هاشخصیت وفرصت ابرازعقیده بدهید.پاداش وامکان مشارکت

 بدهید.رشدخواهندکردواندیشه های ناب خودرابیرون خواهند ریخت.


رابرت اسلاتر(جک ولش.راه جنرال الکتریک):


کارکنان باید آنگونه شوندکه بتوانند پیشنهادهای خودرا رودررو با مدیران مطرح کنند.


بزرگترین وظیفه مدیران جستجو ودستیابی به گنج پربهای آرا واندیشه های انسان هاوپرورش

 شخصیت آنان است.


 افراد انجام دهنده کار در زمینه چگونگی انجام بهتر کار اندیشه های برجسته ای دارند.

کن بلانچارد:

جهت ایحاد انگیزه در کارکنان تنها استفاده از محرک های مالی برای  هرکسی کافی

نیست.وبایدعوامل دیگری به کار گرفت.عواملی نظیر ارزش واحترام به شخصیت افراد

وقدردانی از آنان ومشورت با آنهاو... 

هیچگاه کارکنان را بخاطر اشتباهی که کرده اند سرزنش نکنید
.

آشفتگی در محیط کار و هیاهو و ارتباطات کلامی با لحن زننده موجب اضطراب ونگرانی در

 کارکنان می شود.


 نگارنده

:
تغییر ناگهانی دررفتار ازیک دغدغه یانگرانی وبحران درونی فرد خبر می دهد. پس در تصمیم

 گیری درباره افراد عجله نکنید وبا آنان رودرو صحبت کرده وسعی در همدلی وهمکاری داشته

 باشید.

                                              موفق باشید.                         یا....حق!  

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت   توسط کاکانجف   | 

                            هوالحق

با سلام مجددبه همه عزیزان

 

از اینکه مدتها نتوانستم پاسخگوی ابراز لطف ومحبت شما وطعنه های شیرین برخی از دوستان باشم مرا ببخشید.بدون اینکه قول حتمی بدهم.اگر خداوند یاری کند کم کم دوست دارم در کنارتان باشم.

این مطالب را قبلا هم نوشته ام.اما برای برخی عزیزانی که آنرا مطالعه نکرده اند(چون مدتها از نوشتن آن گذشته)لازم دانستم مجددا تکرار کنم.امیدوارم دوستانی که قبلا خوانده اند مرا ببخشند.
در ادامه مباحث گذشته ای( که در اوایل ایجاد این وبلاگ داشتیم) خوب است بدانید که دربهبهان در قدیم جنگی بین دوبخش  شمالی وجنوبی موسوم به جنگ بین قنوات وبهبهان (که در واقع یک برادر کشی بی مورد وبا تحریک عوامل سودجو ودر جهت منافع عده ای وآنگونه که شنیده ایم برای مالکیت زمین وازاین قبیل مسائل بوده)رخ داده وموجب کشته شدن عده ای بیگناه وبیخبر از آن تحریکات وبا نام طایفه گری وتعصبات فامیلی وقومی و... گردیده است و باعث سالها دشمنی آشکار ونهان بین این برادران شده بود.واتفاقا همین امر مانعی برای پیشرفت شهرمان بوده است.(امااینک بیاری حق وبدور ازهر گونه کینه وعداوت در کنار هم زندگی می کنند ونسل روشن بهبهان خوشبختانه با درک بالای خود از دامن زدن به اینگونه تعصبات بی مورد پرهیز دارند.وانشاءالله برای پیشرفت شهر عزیزمان همه دست در دست هم کوشا باشیم).
واما دراین جنگ وبرادر کشی وضع به گونه ای بود که ضلع شمالی خیابان جوانمردی فعلی را دیوار کشیده بودندوقنواتی هادر سمت شمال وشمال غربی وبهبهانی ها در جنوب وجنوب شرقی مستقر بوده اند وهرکدام جداگانه دارای پست های  نگهبانی  بوده وکوچه های فعلی بصورت بن بست درآمده بودند.
   لابدکلمه "سر خط "را شنیده اید.این اصطلاح به همین دلیل بین قدیمی ها رایج شده است.زیرا خیابان جوانمردی که بعنوان "سر خط" متداول شده بود همان دیوار مورد اشاره است که در واقع خط مرزی بوده است.وآنطور که شنیده ایم علاوه بر استفاده از تفنگ واسب از توپخانه هم در این جنگ استفاده شده است.اگر کسانی اطلاع بیشتری دارندویا مطالب را خلاف شنیده های خود می دانند. امیدوارم بنده را در تصحیح این سطور کمک وراهنمایی کنند.
لازم به توضیح است که طوایف ابوعلی دراین جنگ بیطرف بوده اند وجز دربرخی ازموارد استثنایی که بصورت خودسرانه وفریب خورده از جانب جوانان پیش آمده درمجموع سعی بر حفظ بیطرفی وایجاد امنیت وصلح داشته اند.
 ذکر این نکته هم بدنیست که با توجه به این جنگ وسپس جنگ های جهانی اول ودوم شهربهبهان دچار قحطی ناشی ازاین جنگ ها شده وبسیاری از مردم ناچار به کوچ اجباری به بنادر اطراف شدندکه هم اکنون درماهشهر(معشور سابق)وهندیجان وروستاهای اطراف آنها هم از نوادگان بهبهانی وهم قنواتی وهم ابوعلی اقامت دارندومراودات ورفت وآمد بین آنها بعضا ادامه دارد.مثلاخانواده مادری اینجانب که از این دسته افرادبوده اند.
بعدازمدتی که در روستای موسوم به "چم خلف عیسی "
ازتوابع شهرستان هندیجان (که اکنون بخش شده است)اقامت کرده اند.پس از رونق مجدد بهبهان وبازگشت آرامش دوباره به شهر مراجعت کرده اند.

 

اما بسیاری از همشهریان ما بلحاظ تشکیل خانواده ویا وابستگی های شغلی در بنادرباقی ماندندواکثرا نام خانوادگی خودرا بهبهانی یا قنواتی ویاابوعلی اختیارنمودند.
                   

                    برای همه سرفرازی آرزو دارم. فعلا خدا حافظ

                                                         
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت   توسط کاکانجف   |