|
|
|
|
|
|
|
باسلام وعرض ادب واجترام در اینجا جملاتی قصار از سخنان شخصیت هایی کبار(بزرگ) را ابتدا برای تلنگری به خود وبعد هم تذکری به برخی از دوستانی که مثل من گاهی فراموش می کنند که دنیا محل گذر است.امید که مفید آید. (اول با سخنان همیشه جاودان مولاوسرورمان علی"ع"شروع میکنم سپس به دیگر بزرگان می پردازم).
دو حریص سیر نشوند"یکی جوینده علم و دیگری طالب دنیا". وقومی خدا را از ترس جهنم عبادت کنند که این عبادت غلامان است. وجمعی خدا را به دلیل شایسته بودنش برای بندگی عبادت کنند که این عبادت آزادگان است. دراینجابه سخنان دیگر بزرگان می پردازیم.
نهالی شاداب تر از عشق دردل نمی روید.وقتی عشق در کار است پای عقل می لنگد.
دوستی با مردم دانا نکوست دشمن دانا به از نادان دوست دشمن دانا بلندت می کند بر زمینت میزند نادان دوست وچند پیام مدیریتی: پیامبر گرامی اسلام"ص": من از فقر امتم بیمناک نیستم. آنچه مرا برامتم بیمناک می کند سوءتدبیر(سوءمدیریت) است. اگر به انسان هاشخصیت وفرصت ابرازعقیده بدهید.پاداش وامکان مشارکت بدهید.رشدخواهندکردواندیشه های ناب خودرابیرون خواهند ریخت. کارکنان باید آنگونه شوندکه بتوانند پیشنهادهای خودرا رودررو با مدیران مطرح کنند. بزرگترین وظیفه مدیران جستجو ودستیابی به گنج پربهای آرا واندیشه های انسان هاوپرورش شخصیت آنان است. افراد انجام دهنده کار در زمینه چگونگی انجام بهتر کار اندیشه های برجسته ای دارند. کن بلانچارد: جهت ایحاد انگیزه در کارکنان تنها استفاده از محرک های مالی برای هرکسی کافی نیست.وبایدعوامل دیگری به کار گرفت.عواملی نظیر ارزش واحترام به شخصیت افراد وقدردانی از آنان ومشورت با آنهاو... آشفتگی در محیط کار و هیاهو و ارتباطات کلامی با لحن زننده موجب اضطراب ونگرانی در کارکنان می شود.
موفق باشید. یا....حق! |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 10:55 قبل از ظهر توسط کاکانجف
|
|
||
|
|
|
|
|
هوالحق از اینکه مدتها نتوانستم پاسخگوی ابراز لطف ومحبت شما وطعنه های شیرین برخی از دوستان باشم مرا ببخشید.بدون اینکه قول حتمی بدهم.اگر خداوند یاری کند کم کم دوست دارم در کنارتان باشم. این مطالب را قبلا هم نوشته ام.اما برای برخی عزیزانی که آنرا مطالعه نکرده اند(چون مدتها از نوشتن آن گذشته)لازم دانستم مجددا تکرار کنم.امیدوارم دوستانی که قبلا خوانده اند مرا ببخشند. اما بسیاری از همشهریان ما بلحاظ تشکیل خانواده ویا وابستگی های شغلی در بنادرباقی ماندندواکثرا نام خانوادگی خودرا بهبهانی یا قنواتی ویاابوعلی اختیارنمودند. برای همه سرفرازی آرزو دارم. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 1:6 قبل از ظهر توسط کاکانجف
|
|
||
|
|
|
|
|
هوالحق
با سلام به همه عزیزان اکنون ادامه شعر مکه رفتن برای رضای خدا از استاد سید محمد سید تا ترس و واهمه برای سوغات مکه در دل دارم خودم می دانم که تا پشت دروازه شهر هم نمی توانم بروم.اگر به اندازه یک دفترهفتاد منی هم روضه خوانی کنم.آنهم کسی مثل من که همانند خروس بالای بام شناخته شده هستم.بجز حرف بیخود چیزی در چنته(کشکول)خود ندارم.(کنایه از نداشتن خریدار برای حرف خودش است). اگرفردا (به مکه)رفتی کارتن قندی توی منزلتان است.(بعنوان شیرینی مکه رفتن ) مرد(خودش را کشت) تا خرج سفرش را جفت وجور کرد(کلمه خل با "کسر خ" که قبل از خرج آمده نوعی تاکید است مثل کلمه "مر" در فارسی مثلا "مر ایشان را" که درواقع کلمه ای تاکیدی است).برای خرج سفرش ده نفر را لخت کرد.(کنایه ازخالی کردن جیب است) آخرین قسمت شعر را می خواهم بصورت خط به خط ترجمه کنم.شاید بهترمورد پسند باشد: |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 10:48 بعد از ظهر توسط کاکانجف
|
|
||
|
|
|
|
|
هوالعزیز
باسلام به همه شما خوبان ضمن عرض تبریک اعیادقربان وغدیر (عید امامت مولاوسرورجوانمردان) شعر زیباوطنز آمیز"مکی سی خدا" از استاد سید محمد سید را بمناسبت این ایام بازنویسی می کنم. وضمن تقدیم به دوستان و همشهریان عزیز،توصیه میکنم اول ترجمه را بخوانیدوبعداصل شعر راتا خواندن آن راحتر شود.امیدوارم بپسندید: دیشب در خواب دیدم درب (خانه خدا)را در مکه می زنم.من چهارتا شلیف(نوعی گونی بزرگ)دارم وسه تا ساک ودوتا بقجه(دستمال بزرگ مخصوص سفر).کی برای من این چهار شلیف اجناس مازاد( خرت پرت که درلهجه ما می گویند اولو افت)رابار می کند. حرف از همه چیز می زنند بجز زیارت.صد سوال از این مرد می کنندبجز عبادت. ادامه اشعار زیبای سید در فرصت دیگر(تا خسته نشوید).......فعلا یاحق
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 10:19 بعد از ظهر توسط کاکانجف
|
|
||
|
|
|
|
|
گل ها زبان احساسند: گل ها از دیر باز تا کنون زبان احساس خوانده شده اند.بزرگان همواره تعبیرات لطیف و شاعرانه ای از گلها داشته اندوهر گلی را نماینده احساسی می دانندکه می تواند مکنونات قلبی اهدا کننده را بیان کند. البته لازم به ذکر است که این امر در کشورها وفرهنگ های مختلف متفاوت است وهرقوم وملتی برداشت خاص خود را دارد.بدیهی است در اینجا فرهنگ عنی خودمان مدنظر است. اینک بتدریج به آنها اشاره می شود: گل محمدی: ترا از صمیم قلب دوست دارم. گل سرخ : علاقه وعشق آتشین مرا بپذیر. بنفشه : همیشه بیاد من باش. لادن : گاهی از من یادی کن. رازقی : شفای ترا آرزومندم . همیشه بهار: همیشه در قلب منی. شقایق : به عشق تو زنده ام. گل زرد : از تو بیزارم شمعدانی : زندگی بی عشق سرد وتاریک است. شب بو : در شب مهتاب بیادم باش. داودی : ازصدای آهنگ دلپذیرت لذت می برم. میخک : قلبم را به تو هدیه می کنم. اطلسی : نمی دانم مرا دوست داری یا نه. لاله عتاسی: تو همه امید منی. گل نرگس: به امید دیدارت. ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار --- ببر اندوه دل و مژده دلدار بیار نکته روح فزا از دهن دوست بگو --- نامه خوش خبرازعالم اسراربیار روزگاریست که دل چهره مقصود ندید --- ساقیا آن قدح آیینه کردار بیار دلق حافظ به چه ارزدبه می اش رنگین کن--- وانگه اش مست وخراب ازسربازاربیار خدا حافظتان |
||
|
+
نوشته شده در جمعه یکم دی 1385ساعت 10:11 بعد از ظهر توسط کاکانجف
|
|
||