|
|
|
هوالحی لایموت
باکمال تاسف وتاثر (والبته خیلی دیر)باخبر شدیم که استاد تقی (حمید)آصفی شاعرکتاب معروف "مح شفی تولهی"هم پس از مدتها کسالت به دیارباقی شتافته است. این ضایغه اسفناک را به همشهریان و همه ادب دوستان عزیزبهبهانی وخانواده محترم آن مرحوم تسلیت می گوییم. روحش شاد وقرین رحمت حق باد.
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت   توسط کاکانجف
|
بنام نامی پروردگارم
باسلام به همه شما خوبان: (همانگونه که در معرفی این وبلاگ اشاره کرده ام گاهی به مسائل مدیریتی اشاراتی دازم.لذاتوجه تان رابه این نکات مدیریتی جلب میکنم). فوئد پاره آجر: روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان كم رفت و آمدی میگذشت. ناگهان از بین دو اتومبیل پارك شده در كنار خیابان یك پسر بچه پاره آجری به سمت او پرتاب كرد. پاره آجر به اتومبیل او برخورد كرد. مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید كه اتومبیلش صدمه زیادی دیده است. به طرف پسرك رفت و او را سرزنش كرد. پسرك گریان، با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو، جایی كه برادر فلجش از روی صندلی چرخدار به زمین افتاده بود جلب كند. پسرك گفت: "اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت كسی از آن عبور می كند. برادر بزرگم از روی صندلی چرخدارش به زمین افتاده و من زور كافی برای بلند كردنش ندارم. برای اینكه شما را متوقف كنم ناچار شدم از این پاره آجر استفاده كنم". مرد بسیار متأثر شد و از پسر عذر خواهی كرد. برادر پسرك را بلند كرد و روی صندلی نشاند و سوار اتومبیل گران قیمتش شد و به راهش ادامه داد. نکته ها : نکته اخلاقی : در زندگی چنان با سرعت حركت نكنیم كه دیگران مجبور شوند برای جلب توجه ما پاره آجر به طرفمان پرتاب كنند! خدا در روح ما زمزمه می كند و با قلب ما حرف میزند. اما بعضی اوقات زمانی كه ما وقت نداریم گوش كنیم، او مجبور می شود پاره آجر به سمتمان پرتاب كند. این انتخاب خودمان است كه گوش بكنیم یا نكنیم! نکته مدیریتی : به محیط داخلی و خارجی سازمان خود به اندازه كافی توجه داشته باشید. ذینفعان داخلی و خارجی سازمان را در نظر بگیرید و به خواستها و نیازهای آنها توجه كنید. نیروی انسانی به عنوان یك سیستم طبیعی زنده و هوشمند و سازمان به عنوان یك سیستم اجتماعی پیچیده، رفتارهای متنوع و پیچیدهای از خود نشان میدهند كه حكم «پاره آجر» حكایت را دارند.اما به آن سادگی كه مرد ثروتمند متوجه پاره آجر شد مدیران نخواهند توانست «پاره آجرهای» نیروی انسانی و سازمان را درك كنند. چرا كه نوع آنها متنوع، پیچیده بوده و دارای معانی مختلف هستند و ممكن است خود را در قالب نقاط قوت و ضعف نشان دهند. بنابراین باید شناخت كافی نسبت به نیروی انسانی و سازمان خود داشته باشند و رفتار و سبك متناسب با مدیریت آنها را بكار بندند. همچنین محیط خارجی سازمان نیز باید بررسی شود و «پاره آجرهایی» كه در قالب فرصتها و تهدیدها در پیش روی سازمان قرار میگیرند، پیش از آنكه مانند پاره آجر به سازمان صدمه بزنند، شناسایی شده و رفتار مناسب برای برخورد با آنها اتخاذ شود. موفق وپیروز باشید
+ نوشته شده در یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت   توسط کاکانجف
|
یامقلب القلوب والابصار، یامدبراللیل والنهار، یامحول الحول والاحوال، حول حالنا الی احسن الحال بر چهره گل نسیم نوروزخوش است درصحن چمن روی دل افروزخوش است از دی که گذشت هرآنچه گویی خوش نیست خوش باش و ز دی مگو که امروزخوش است هر روزتان نوروز نوروزتان پیروز
+ نوشته شده در جمعه سی ام اسفند 1387ساعت   توسط کاکانجف
|
بنام خداوند جان آفرین
با سلام به دوستان با وفا وعرض تسلیت بمناسبت ایام عاشورای حسینی،وبا امید به اینکه بتوانیم شیعه وپیرو واقعی آن بزرگواران باشیم، خلاصه شعر زیبای مرحوم سید محمد سید از کتاب معروفشان (گپ سید) در وصف امام حسین(ع) بصورت انتخابی وبا ترجمه فارسی وتلفظ انگلیسی(ازاینجانب) عرضه می شود. قبلا از تاخیر در آماده شدن پوزش می خواهم. التماس دعا! امام حسین(ع) دلا که میسّو لبا که میگو بدو و نادو یکیش نمیدو Dela ke missoo, leba ke migoo, bodoo vo nadoo ,yekish nemidoo حسین کجابی ایچش که سی چه اوسش چه گفته الان چه میگو Hossein koja bi, eichash ke see cheh ,osash cheh gofteh, alan cheh migoo (چه دلها یی که می سورند وچه لبهایی که میگویند،چه دانایان وچه نادانان، هیچکدام نمی دانند،حسین کجابود؟ چرا اینگونه کرد؟ آنزمان جه گفته والان چه میگوید.)
چه عقل عاقل چه علم عالم چه شعر شاعر ب ین سه گفته Cheh aql e aaqel, cheh elm e aalem,Cheh sher sha er,be yen se gofteh بگن او واگن هدن او وادن یه زیره بردن ا شهر کرمو Begen o vagen, hoden o vaden, ye zireh borden, a shahr e kermoo چه عقل عاقل چه علم عالم چه شعر شاعر ُ همه بیایند برای گفتن. بگویند وبازگویند وبده بستان(بحث وجدل) کنند همه اینها زیره به کرمان بردن است . (ودرحد توصیف کار حسین (ع) نیست)
نه نوحه خونی نه روضه خونی نه او که گفتی نه او که خوندی Ne noheh khooney, ne rozeh khooney, ne aoo ke goftey, ne aoo ke khondey یکیش نگفته به شان ای بی کلام بیشتر سی ای نمیتو
!Yekish negofteh, yeh shaneei bi, kelaam bishter, see ei nemitoo نه نوحه خوانش ، نه روضه خوانش ،نه آنکه گفته است،نه آنکه خوانده است . یکی از آنان نگفته که آنچه گفته اند درخد شان ومنزلت ایشان(امام)بوده،بلکه کلام بیشتری نتوانسته اند بگویند.(کلام قاصر بوده است). ادامه........................خلاصه منا او رووزی ت قتلگاه بی ، طواف حوجی ت کشته ها بی Mena ao roozi, te qatlegah bi ,tewafe hoji, te koshteha bi ا حد خیمه تا خط میدوو صفا ومرون او سنگ شیطو؟ ?A hade kheymah, ta khate meydoo, sefa o marvan, o sang sheytoo منا در آنروز(یعنی روزعاشورا) درون قتتلگاه بود ، طواف حاجی دور کشته ها(شهدا) بود آیا از حد خیمه ها تا خط میدان (جنگ) ضفا ومروه است وسنگ به شیطان؟! یها که خیشن ایشو که پیشن همش مدونن که کشته میشن Yeha ke khishen, eshoo ke pishen, hamesh modoonen, ke koshteh mishen په ایش چه گفته که پیر وجاهل جوو و کامل امی تا پی جوو؟ ?!Pe eish che gofteh, ke pir o jahel, jevoo o kamel, amey ta poy joo آنهایی که از خویشانند وآنان که ازنزدیکانند میدانند که کشته خواهند شد پس مگر ایشان چه گفته که پیرمردان و نوجوانان وجوانان ومیانسالان تا پای جان آمدند(ایستادگی کردند) ؟ سرفراز باشید! یاحق!
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت   توسط کاکانجف
|
عیدسعیدغدیرخم بر همه مسلمین
جهان مبارک باد.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت   توسط کاکانجف
|
انا لله واناالیه راجعون
هرروز اجل جامه دران میگوید نزدیکی مرگ بی زبان میگوید انگار بگوش جمع دنیاطلبان نقال زمانه داستان میگوید ایکاش که میشنیدگوش من وتو باماست نه بهردیگران میگوید هرقافله ای که خواه ناخواه براست چاووش بگوش کاروان میگوید در محفل انس دوستان سید را دیدم سخن از گذشتگان میگوید
سيد محمد سيد يكي ازشيرين سخن ترين شاعران طنزپرداز وازمداحان قديمي اهلبيت ونوحه سراي تواناي بهبهان كه آثار ماندگاروبا ارزشي از خود بيادگار گذاشته وخدمت بزرگي به قرهنگ شهرمان كرد.به ديار باقي شتافت وهمه فرهنگ دوستان بهبهاني را درماتم گذاشت. وي با آثار طنز ونيشدارخود جايگاهي رفيع در بهبهان پيدا كرد وبا انتقادهاي دلسوزانه اش علاوه بر پاک کردن زنگارهاي فرهنگي واجتماعي توانست درترغيب مسئولين برای آباداني شهر نيز نقش بسرايي ايفا كند. (براستي ما برای شهرمان چه كرده ايم؟) روحش شاد وقرين رحمت حق ويادش گرامي باد.
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت   توسط کاکانجف
|
باسلام وعرض ادب واجترام
به برخی از دوستانی که مثل من گاهی فراموش می کنند که دنیا محل گذر است.امید که مفید آید. (اول با سخنان همیشه جاودان مولاوسرورمان علی"ع"شروع میکنم سپس به دیگر بزرگان می پردازم).
هیچ بی نیازی مانند عقل نیست وهیچ فقری مانند جهل نیست وهیچ میراتی مانند ادب نیست وهیچ پشتیبانی مانند مشورت نیست. دو حریص سیر نشوند"یکی جوینده علم و دیگری طالب دنیا".
آزادگان است. دراینجابه سخنان دیگر بزرگان می پردازیم.
وچند پیام مدیریتی:
بدهید.رشدخواهندکردواندیشه های ناب خودرابیرون خواهند ریخت. شخصیت آنان است.
کن بلانچارد: جهت ایحاد انگیزه در کارکنان تنها استفاده از محرک های مالی برای هرکسی کافی نیست.وبایدعوامل دیگری به کار گرفت.عواملی نظیر ارزش واحترام به شخصیت افراد وقدردانی از آنان ومشورت با آنهاو... آشفتگی در محیط کار و هیاهو و ارتباطات کلامی با لحن زننده موجب اضطراب ونگرانی در کارکنان می شود.
: گیری درباره افراد عجله نکنید وبا آنان رودرو صحبت کرده وسعی در همدلی وهمکاری داشته باشید. موفق باشید. یا....حق!
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت   توسط کاکانجف
|
هوالحق
از اینکه مدتها نتوانستم پاسخگوی ابراز لطف ومحبت شما وطعنه های شیرین برخی از دوستان باشم مرا ببخشید.بدون اینکه قول حتمی بدهم.اگر خداوند یاری کند کم کم دوست دارم در کنارتان باشم. این مطالب را قبلا هم نوشته ام.اما برای برخی عزیزانی که آنرا مطالعه نکرده اند(چون مدتها از نوشتن آن گذشته)لازم دانستم مجددا تکرار کنم.امیدوارم دوستانی که قبلا خوانده اند مرا ببخشند.
اما بسیاری از همشهریان ما بلحاظ تشکیل خانواده ویا وابستگی های شغلی در بنادرباقی ماندندواکثرا نام خانوادگی خودرا بهبهانی یا قنواتی ویاابوعلی اختیارنمودند. برای همه سرفرازی آرزو دارم.
+ نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت   توسط کاکانجف
|
|
|