|
|
|
|
|
|
|
هوالحق
با سلام به همه عزیزان اکنون ادامه شعر مکه رفتن برای رضای خدا از استاد سید محمد سید تا ترس و واهمه برای سوغات مکه در دل دارم خودم می دانم که تا پشت دروازه شهر هم نمی توانم بروم.اگر به اندازه یک دفترهفتاد منی هم روضه خوانی کنم.آنهم کسی مثل من که همانند خروس بالای بام شناخته شده هستم.بجز حرف بیخود چیزی در چنته(کشکول)خود ندارم.(کنایه از نداشتن خریدار برای حرف خودش است). اگرفردا (به مکه)رفتی کارتن قندی توی منزلتان است.(بعنوان شیرینی مکه رفتن ) مرد(خودش را کشت) تا خرج سفرش را جفت وجور کرد(کلمه خل با "کسر خ" که قبل از خرج آمده نوعی تاکید است مثل کلمه "مر" در فارسی مثلا "مر ایشان را" که درواقع کلمه ای تاکیدی است).برای خرج سفرش ده نفر را لخت کرد.(کنایه ازخالی کردن جیب است) آخرین قسمت شعر را می خواهم بصورت خط به خط ترجمه کنم.شاید بهترمورد پسند باشد: |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 10:48 بعد از ظهر توسط کاکانجف
|
|
||
|
|
|
|
|
هوالعزیز
باسلام به همه شما خوبان ضمن عرض تبریک اعیادقربان وغدیر (عید امامت مولاوسرورجوانمردان) شعر زیباوطنز آمیز"مکی سی خدا" از استاد سید محمد سید را بمناسبت این ایام بازنویسی می کنم. وضمن تقدیم به دوستان و همشهریان عزیز،توصیه میکنم اول ترجمه را بخوانیدوبعداصل شعر راتا خواندن آن راحتر شود.امیدوارم بپسندید: دیشب در خواب دیدم درب (خانه خدا)را در مکه می زنم.من چهارتا شلیف(نوعی گونی بزرگ)دارم وسه تا ساک ودوتا بقجه(دستمال بزرگ مخصوص سفر).کی برای من این چهار شلیف اجناس مازاد( خرت پرت که درلهجه ما می گویند اولو افت)رابار می کند. حرف از همه چیز می زنند بجز زیارت.صد سوال از این مرد می کنندبجز عبادت. ادامه اشعار زیبای سید در فرصت دیگر(تا خسته نشوید).......فعلا یاحق
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 10:19 بعد از ظهر توسط کاکانجف
|
|
||
|
|
|
|
|
گل ها زبان احساسند: گل ها از دیر باز تا کنون زبان احساس خوانده شده اند.بزرگان همواره تعبیرات لطیف و شاعرانه ای از گلها داشته اندوهر گلی را نماینده احساسی می دانندکه می تواند مکنونات قلبی اهدا کننده را بیان کند. البته لازم به ذکر است که این امر در کشورها وفرهنگ های مختلف متفاوت است وهرقوم وملتی برداشت خاص خود را دارد.بدیهی است در اینجا فرهنگ عنی خودمان مدنظر است. اینک بتدریج به آنها اشاره می شود: گل محمدی: ترا از صمیم قلب دوست دارم. گل سرخ : علاقه وعشق آتشین مرا بپذیر. بنفشه : همیشه بیاد من باش. لادن : گاهی از من یادی کن. رازقی : شفای ترا آرزومندم . همیشه بهار: همیشه در قلب منی. شقایق : به عشق تو زنده ام. گل زرد : از تو بیزارم شمعدانی : زندگی بی عشق سرد وتاریک است. شب بو : در شب مهتاب بیادم باش. داودی : ازصدای آهنگ دلپذیرت لذت می برم. میخک : قلبم را به تو هدیه می کنم. اطلسی : نمی دانم مرا دوست داری یا نه. لاله عتاسی: تو همه امید منی. گل نرگس: به امید دیدارت. ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار --- ببر اندوه دل و مژده دلدار بیار نکته روح فزا از دهن دوست بگو --- نامه خوش خبرازعالم اسراربیار روزگاریست که دل چهره مقصود ندید --- ساقیا آن قدح آیینه کردار بیار دلق حافظ به چه ارزدبه می اش رنگین کن--- وانگه اش مست وخراب ازسربازاربیار خدا حافظتان |
||
|
+
نوشته شده در جمعه یکم دی 1385ساعت 10:11 بعد از ظهر توسط کاکانجف
|
|
||