|
|
|
بنام خداوند جان وخرد کزین برتر اندیشه بر نگذرد باسلام توجه مراجعین محترم وعلاقمندان به مباحث مدیریتی را به این مطلب جلب می کنم. حکایت زیر شاید سرنوشت بسیاری است که از دگرگونی و برخورد با شیوه های نوین و محیط های متفاوت هراسانند و شاید بیانگر این عبارات زیر باشد که : یک مدبر موفق به استقبال تهدیدها رفته و از دل آن ها فرصت های ناب را کشف می کند... " آن هایی که از جای خود می جنبند ، تنها گاهی می بازند ؛ اما آن هایی که اصلا نمی جنبند همیشه می بازند! " شانگهای یا پکن فردی که می خواست به شانگهای برود ، فکر کرد : پکن جای بهتری است ، کسی در آن شهر پول نداشته باشد ، بازهم گرسنه نمی ماند . با خود گفت : خوب شد سوار قطار نشد م ، وگر نه به گودالی از آتش می افتادم . هر دو نفر در باجه بلیت با یکدیگر برخورد کرده و بلیت را عوض کردند . فردی که قصد داشت به پکن برود بلیت شانگهای را گرفت و کسی که می خواست به شانگهای برود بلیت پکن را به دست آورد. فردی که به شانگهای رفته بود ، متوجه شد که شانگهای واقعا شهر خوبی است هر کاری در این شهر سود آور است ، . هرفکر خوبی پیدا شود و با زحمت اجرا گردد ، پول بیشتری به دست خواهد آمد . او سپس به کار گل و خاک روی آورد . او سپس کشف جدیدی کرد : تابلوی مجلل بعضی از ساختمان های تجاری کثیف بود ، متوجه شد که شرکت ها فقط به دنبال شستشوی عمارت هستند و تابلو ها را نمی شویند. از این فرصت استفاده کرد، یک نردبان ، یک سطل آب و کمی پارچه خرید و یک شرکت کوچک شستشوی تابلو افتتاح کرد . او اخیرا برای بازاریابی با قطار به پکن سفر کرد. در ایستگاه راه آهن ، آدم ولگردی دید که از او بطری خالی می خواهد ، هنگام دادن بطری ، چهره کسی را که پنج سال پیش بلیط قطار را با او عوض کرده بود ، به یاد آورد ... جمله روز : محدودیت ذهن ما همان محدودیتی است که
ما برای آن در نظر میگیریم.
فقر و ثروت هر دو نشاَت گرفته از ذهن ما هستند. موفق باشید.
+ نوشته شده در جمعه یکم آبان 1388ساعت   توسط کاکانجف(ka ka Najaf)
|
|
|