کریم خان زند که بود؟
*بنام خداوند جان و خرد*
مختصری درباره کریم خان زندلک تباربدانیم:
گمان نبرم هیچ قومی درطول تاریخ این چنین مورد؛غارت هویتی ،فرهنگی قرار گرفته باشد ؛؛؛که بتوان آن ملت را با قوم تمدن ساز لک، قابل قیاس دانست ؛قومی که هم زبانش ؛وهم تاریخش.وهم بزرگانش ازین شبیخون؛ بی محابا در امان نمانده است.
یکی ازین بزرگان کریم خان زند،است که به اشتباه وعمدٲ؛ به کریم خان ؛لر ؛در کتاب های درسی وغیره از او نام می برند؛؛واین نوشتار پاسخ مستندی است بر لک بودن کریم خان ،که خود قومی جدا از لـر است؛؛ سردار لکی که بیشتر افتخارات جنگیش در میدان های جنگی ست که در آنها لرها را شکست داد…آری بیشترین تعداد جنگ های کریم خان و مردمان لک برای پادشاهی بر ایران زمین با لرهای کوچک و بزرگ صورت گرفت…!
در این مختصر با استناد به تاریخ و منابع تاریخی درصددیم که با کریم خان بیشتر آشنا شویم.(به چند روایت) کریمخان زَند (زاده ۱۱۱۹ ه.ق. – درگذشتهٔ ۱۳ صفر ۱۱۹۳ ه.ق. در شیراز) فرمانروای ایران از (۱۱۶۳ تا ۱۱۹۳ ه.ق.) و بنیانگذار دودمان زندیه بود. زندها یک طایفه دامدار از مردم لک بودند که در زاگرس و دشتهای همدان به روش دامداری زندگی کرده و مرکز استقرارشان در روستاهای پری و کمازان در نزدیکی ملایر بود. محمدکریم خان (کریم خان زند) از تیره زند بگله بود. تیره زند بگله مهمترین تیره طایفه زند به حساب میآمدهاست. و از اصلی ترین طوایف لک های کشور محسوب می شوند. طایفه زند گروهی بودند با معیشت شبانی که از اراضی دامنه زاگرس به دهستان پری و کمازان در نزدیکی ملایر کوچ کرده بودند» یعنی از نواحی شمال لرستان کوچ کرده و به وسیله شاه عباس صفوی در اطراف ملایر و بروجرد اسکان داده شدهاند. پدرش «ایناق خان» نام داشت و رئیس ایل بود. کریم خان در آغاز یکی از سربازان سپاه نادرشاه افشار بود که پس از مرگ نادر به ایلش پیوست. کمکم با سود بردن ازاوضاع به هم ریخته پس از مرگ نادر کریمخان نیرویی به هم زد و پس از چندی با دو خان از ایل بختیاری به نام های ابوالفتح خان آسترکی و علیمردان خان ائتلافی فراهم ساخت و کسی را که از سوی مادری از خاندان صفوی میدانستند، به نام ابوتراب میرزا را به شاهی برگزیدند. در این اتحاد علیمردان خان نایبالسلطنه بود و ابوالفتح خان بختیاری حاکم اصفهان و کریمخان نیز سردسته سپاه بود. یعنی بنا به شرایط آن زمان کریم خان زند و علیمردان خان(چهارلنگ)و ابوالفتح خان(هفت لنگ)برای حفظ ایران و تقسیم قدرت بین عشایر زاگرس نشین با هم متحد می شوند. در تاریخ نهم ماه ژون۱۷۵۰ شاهزاده ابوتراب ۱۷ساله را برخلاف میل خود و مادرش به عنوان اسماعیل شاه بر تخت پادشاهی می نشانند. سپس پست های حساس و کلیدی را بین خود تقسیم می کنند: علیمردان خان به عنوان قائم مقام حکومت،ابوالفتح خان در جایگاه قبلیش فرمانداری داخلی پایتخت و کریمخان به عنوان فرمانده لشکر منصوب می شود.
علیمردان خان بختیاری و نیروهایش به مشهد بازگشته و پس از آن به سرزمین مادریشان در کوه های بختیاری مراجعت کردند(در اواخر سال۱۷۴۷وبرخلاف اجازه جانشین نادرشاه).
در همین زمان کریم خان زند نیز به همراه خانواده و نیروهایش از مسیری دیگر عازم سرزمین مادری خویش شدند.
در اواخر پاییز سال۱۷۴۸عشایر زند لک به سرزمینشان در منطقه ملایر رسیدند. بعد از ورود کریمخان مهر علی خان تکلو همدانی حاکم شهر همدان طی نامه ای به کریم خان و نیروهایش پیشنهاد اتحاد و دوستی نمود که خان زند نپذیرفت.پس از آن کریمخان دو بار با حاکم همدان جنگید که در هر دو جنگ پیروز شد.پس از آن مهرعلی خان با حسن علی خان والی اردلان(کردستان)بر علیه زندها متحد شدند.در جنگی که به مدت شش هفته طول کشید جنگجویان کرد و همدانی به دلیل عدم کسب موفقیت در برابر سواره نظام زند مجبور به عقب نشینی شدند.
بعد از این جنگ کریمخان و جنگجویانش به گلپایگان که در دست نیروهای علیمردان خان بختیاری بود حمله کرده و شهر را فتح کردند. بلافاصله به خان زند خبر می رسد که مهرعلی خان در صدد جنگ با اوست،ناگزیر گلپایگان را تخلیه و به جنگ با مهرعلی خان می رود که در این جنگ نیز پیروز شده و شهر همدان را تسخیر می کند.سپس در پاییز ۱۷۴۹به کردستان حمله و نیروهای کرد را تارومار می کند و شهر سنندج را نیزتصرف می کند… به روایتی دیگر کریمخان برای جنگ در مناطق شمالی ایران اصفهان را ترک می کند و ابوالفتح خان رابه جای خودمی نشاند.پس از خروج او، علیمردان خان،درغیاب کریم خان،مالیات ارمنی نشین جلفا را دوچندان می کندوابوالفتح خان منصوب کریمخان را به قتل می رساند و عموی خودش را جانشین او می نمایید.سپس به شیرازوکازرون حمله می کند.(لازم به ذکر است بنا به سوگندی که بین کریم خان و دو سردار بختیاری بسته شده بود،هیچ کدام از طرفین بدون مشورت دیگران نمی توانست کاری نظیر اقدامات علیمردان خان را انجام دهد). در همین حال کریمخان برای فرماندهان لک زبانش در مورد پیمان شکنی خان چهارلنگ بختیاری سخنرانی آتشینی کرد.خان زند و سرداران لک در اوایل سال۱۷۵۱ برای تنبیه علیمردان خان بختیاری عازم اصفهان می شود که علیمردان خان و سپاهش شهررا رها و به کوه های بختیاری پناه می برند. یک ماه بعد کریمخان لک برای جنگ با لرهای کوچک و بزرگ به کوه های بختیاری می رود.در این جنگ،جنگجویان لک قوای متحد لر کوچک و بزرگ راشکست می دهند.علیمردان خان بختیاری و اسماعیل خان(لر کوچک،والی لرستان)به دشت های خوزستان فرار می کنند. در اواخر بهار ۱۷۵۲علیمردان خان بختیاری و اسماعیل خان لر به همراه سپاهیانشان به کرمانشاه می روند و روابط دوستانه ای با فرماندهان قلعه برقرار می کنند (قلعه کرمانشاه بزرگترین انبار مهمات ایران از زمان جنگ های نادر شاه با عثمانی تا آن زمان بوده است).قوای لر کوچک و بزرگ بعد از بدست آوردن مهمات فراوان به سرزمین لک ها حمله می کنند.در نزدیکی شهر نهاوند جنگجویان لک راه را بر آنها سد می کنند.جنگ سختی در می گیرد که در آن کارزار نیروهای لر کوچک و بزرگ تارومار می شوند.بار دیگر علیمردان خان و اسماعیل خان و سرداران لرشان به کوه ها پناه می برند و از آنجا به بغداد فرار می کنند. اما چندی که گذشت علیمردان خان بختیاری،که ابوالفتحخان بختیاری را کشته بود، بر دیگر همراهش کریمخان هم شورید ولی سرانجام پیروزی با کریمخان بود. محبوبیت کریم خان بین مردم باعث حسادت علی مردان خان شد و پندارهای بی جا باعث بروز جنگ بین علی مردان خان و کریم خان گردیدوکریم خان در این مبارزه پیروز شد.
او به سرعت بر جنوب ایران مستولی شد و خود را ” وکیل الرعایا ” نامید و هیچ گاه نام پادشاه برخود ننهاد.
چندی هم با محمد حسن خان قاجار دیگر مدعی پادشاهی ایران درگیر بود که سرانجام سربازانش محمد حسن خان را در حالی که رو به گریز بود کشتند. او بازمانده افغان های شورشی را نیز یا تار و مار کرد و یا آرام نمود. سر انجام با لقب وکیل الرعایا (نماینده مردم) در ۱۷۵۰به فرمانروایی بخش بزرگی از ایران به جز خراسان رسید که آن را به احترام نادرشاه در دست نوه او شاهرخمیرزا باقی گذاشت.
حرف در مورد پادشاهی کریم خان زیاد است ولی مجال کم.
لذا به همین بسنده می کنیم که او را بهترین و با انصاف ترین پادشاه ایران بعد از حمله ی اعراب می دانند.
حق نگهدارتان!
بنام خداوند جان وخرد،کزین برتر اندیشه بر نگذرد